چرا دائره المعارف؟

چرا دائره المعارف؟
دائره المعارف های عمومی و تخصصی در فرهنگ هر جامعه ای بیانگر میزان تحقیقات انجام شده و به تبع آن نشانگر دانشها و تجربه های به دست آمده در آن جامعه است. تب دائره المعارف نویسی در کشور ما چند دهه است بالا گرفته و موسسات پژوهشی دولتی و خصوصی به این کار اقبال نشان داده اند. پرسش اساسی این مقاله آن است که چرا باید دائره المعارف تولید کرد و چرا باید دائره المعارف خواند؟ برای پاسخ به این سوال اولا باید مختصری از این که اندیشۀ دائره المعارف نویسی چگونه و از کی آغاز شده است، بدانیم و ثانیا ضوابط معیار در تدوین یک اثر دائره المعارفی را. با پاسخ به این دو سوال فرعی می توان پاسخ سوال اصلی را یافت و دانست که دائره المعارف ها چه نقشی در فرهنگ و دانش جامعه ایفا می کنند.
قبل از هر چیز ببینیم منظور از دائره المعارف چیست. معادل لغوی Encyclopedia  در انگلیسی و الموسوعه، دائره المعارف و دانشنامه در ترکی، عربی و فارسی بارها در منابع تعریف شده اند و این نوشته قصد تکرار آنها را ندارد ولی به ماهیت و جنس چنین کاری کمتر توجه شده است. اگر این تعریف را بپذیریم که دائره المعارف مجموعه ای است از مقالات نظام مند به ترتیب الفبایی، در قلمرو اطلاعات عمومی یا یک موضوع خاص مثلا مطالعات اسلامی یا فرهنگ و تمدن مسلمانان و یا فرهنگ ایران، آنگاه می توان بر سر معنای کلمه "نظام مند یا سیستماتیک" بحث کرد. بقیۀ اجزای این تعریف واضح است. منظور از "نظام مند" همان معنایی است که اصحاب دائره المعارف نویسی ، بویژه فرانسیس بیکن (متوفی1621) به عنوان مشهورترین و تاثیرگذارترین نماینده آن، از قرن هفدهم به بعد مراد کردند. در نظر آنان دائره المعارف نویسی یک نهضت همه چیز دانی  و پژوهشی جمعی است که طی آن با بسیج همۀ امکانات معرفتی، با نگاهی غایت شناسانه و بی طرفانه، بهترین دانشهای بشری موجود در هر زمینه (از این جا تا آخر سطر اصطلاح "نظام مند" تعریف می شود) با رویکردی تاریخی، ساختاری منطقی و بیانی موجز عرضه می شود. پس دائره المعارف علی الاصول باید به داده ها و ایده های منتشر شده قبلی متکی باشد. یعنی مسیر کار تولید دانش از ارائۀ مقاله ای، که حاوی نکتۀ جدیدی یا توصیف و دسته بندی جدیدی از یک مسألۀ قدیمی است، در کنفرانسی، مجله یا کتابی شروع می شود. در مقالات بعدی آن ایده از سوی خود مولف یا ناقدانی بیشتر بررسی می شود. مجموعه این بررسیها در کتابی چاپ می شود و سپس مقاله ها و کتابهای دیگر، انبوهی از اطلاعات را در بارۀ همان موضوع در اختیار خوانندگان قرار می دهند تا جائی که برای آن موضوع یا مفهوم ادبیاتی (منابعی) شکل می گیرد. پس از چند سال برای نسل جدید امکان مراجعه به همۀ آن منابع و پیگیری سیر تاریخی بحث وجود ندارد. اینجاست که کسانی (در یک کار گروهی) که خود همۀ منابع را دربارۀ آن موضوع یا مفهوم خوانده اند و با تاریخ شکل گیری بحثهای پیرامون آن آشنایند، دست به کار نوشتن مقاله ای می شوند که ضمن ارائه یک نگاه کلی به مسأله، مهمترین آثار و ایده ها در آن قلمرو را به خواننده ارائه کنند. با تولید چنین اثری اولا در وقت خواننده صرفه جوئی، ثانیا خلاصه ای از دانشهای ابراز شده در اختیار اوست و زمینه برای پیشرفت دانش او مهیاست و ثالثا امکان ادامۀ بحث برای اهل تحقیق فراهم می شود. چنین مقاله ای باید "نظام مند" باشد، یعنی دارای رویکردی تاریخی، ساختاری منطقی و بیانی موجز. از این رو، گفته اند هر کس مقاله دائره المعارفی بخواند پا بر دوش تجربه و دانش پیشینیان خود می گذارد. لذا استادان همیشه به دانشجویان پیشنهاد می کنند برای آشنایی با سابقۀ هر بحثی ابتدا مقاله ای از دائره المعارفهای معتبر بخوانند و بعد با رجوع به بعضی از منابع آن مقاله، کار تحقیق خود را ادامه دهند. البته با این فرض که استاد و دانشجو بنا دارند قلمرو دانش را یک گام به جلو ببرند و نه صرفا بنای رونویسی از منابع.
قید بیطرفانه در تعریف هدف اصحاب دائره المعارف نویسی دربارۀ چنین آثاری روشن است و البته طبیعی است اگر مولفان مقاله های دائره المعارفی از انتخاب و طرح یک نظر قابل اعتنا به طور عامدانه بگذرند، اثر آنان از اعتبار و معیار کافی برخوردار نخواهد بود. باید توجه داشت که در این جا قید بیطرفی ناظر به مقام گردآوری اطلاعات است و نه ناظر به اظهار نظر علمی. در این دومی کسانی تردید دارند که عالم می تواند کاملا در بحث علمی بیطرف باقی بماند. اما در اینجا باید در بارۀ هر سه مولفۀ تشکیل دهندۀ معیار "نظام مند" توضیح دهیم.
رویکرد تاریخی. اصطلاحی است که گاهی در برابر historical approach  استفاده می شود. در این جا منظور آن است که نویسنده در ارائۀ اطلاعات روند تاریخی شکل گیری موضوع یا مفهوم را در نظر داشته باشد. پس اگر در بارۀ فرد یا موضوعی یا مفهومی مقاله می نویسد باید به تغییرات و تحولات اساسی در زندگی شخص، تغییرات معنایی در موضوع و مفهوم مورد نظر توجه داشته باشد. این معنای اصطلاح روشن است و پیچیدگی ندارد. اما همین اصطلاح خودش هم دچار تغییرات معنایی شده و دو معنای دیگر هم پیدا کرده است که کمی پیچیده اند و از خواننده می خواهم اگر مطالب گویا نیست از این پاراگراف بگذرد. گاهی مراد از رویکرد تاریخی دیدگاهی است که هگل فیلسوف آلمانی تبار (متوفی1832) ارائه کرد. ارسطو پيشنهاد می کرد هر شيئی را از طريق جنس و فصل آن بشناسيم، اما در قرن نوزدهم عده ای به تبع هگل بر اين باور شدند که هر چيزی را در درون پديدۀ کلی تری به نام تاريخ بايد شناخت. شناخت همه چيز به گونه ای در اين نگاه، تاريخی یا تاریخمند می شود؛ یعنی ادله و تفسیرهای موجود برای یک رفتار یا نظریه صرفا متعلق به همان بافت تاریخی است و مطالعۀ آن بافت تاریخی با همۀ تغییراتش اهمیت فوق العاده پیدا می کند. از این دیدگاه با کلمه historism یاد می شود که گاهی در زبان فارسی با همان نگاه یا رویکرد تاریخی معادل گرفته می شود. نظريۀ "پارادايم" يا "سرمشق و چارچوب" توماس کوهن متأثر از اين نگاه تاريخی در عرصه های علوم تجربی پديد آمد. کسانی مثل ويلهلم ديلتای همۀ علوم انسانی را علوم تاريخی به این معنا می دانند و در عين حال در مقابل موضع پوزيتيويستها آن را محکومِ قواعد و روشهای علوم تجربی نمی دانند. با ظهور historism يعنی نگاه تاريخی به همۀ علوم و معارف، ديدگاه ديگری که از فروع نگرش پوزيتيويستی در فلسفه است به نام historicism   یا historicity یعنی امکان اثبات هر گونه ادعای تاریخی فقط از طریق شواهد معتبر، مطرح شد. در اين روش، صدق و کذب داده ها، که مقابل داده های پیش از تاریخ اعم از میتها و اسطوره ها قرار می گیرد، چه از قبیل ادعاهای ادیان در کتابهای مقدس باشد و چه از قبیل ادعاهای مورخان، در پرتو شواهد عقل پسند و قابل اثبات و انتقال برای ديگری، ممکن و اثبات همه چيز در سایه نظام عل�'ی- معلولی جهان، جستجو می شود تا قواعد کلی و الگوهایی برای پیش بینی های تاریخی پیدا شود. این روش یا رویکرد تاریخی با روش مطالعۀ پديدار شناسانه دین، که باید در جای خود توضیح داد، سازگاری ندارد. مراد پیروان اصحاب دائره المعارف از رویکرد تاریخی جمع این سه معنایی است که در طول دو قرن شکل گرفت. بنابر این ضابطۀ معیار در تالیف هر مقاله دائره المعارفی رعایت ترتیب تاریخی، توجه به بافت تاریخی موضوع، و اجتناب از نقل مطالبی است که قابل اثبات برای دیگران نیست.
ساختاری منطقی. برای نوشتن هر مقاله ای مولف آن باید برای ارائه مطالب مهندسی کند و این مهندسی یک منطق می خواهد. در این جا نمی توان یک الگو برای ساختار منطقی مقاله تعریف و همه را به تبعیت از آن دعوت کرد. اما مهم این است منطقی در کار باشد که اگر در هر جای مقاله مولف یا خواننده از خود بپرسد این مطلب به کدام بخش از مقاله مربوط می شود، بتواند جای آن را تشخیص دهد و گرفتار آشفتگی ذهنی و نوشتاری نباشد. نظام مهندسی مقاله هایی که ساختار منطقی دارند با ابزاری به نام "پاراگراف بندی" تحقق پیدا می کند. کتابهای قدیمی این صورتبندی یا ابزار را نداشتند. هر پاراگراف باید دارای یک مطلب اصلی، توضیح منسجم در باره آن و در نهایت دارای پیوستگی باشد (از توضیح مطلب اصلی، انسجام و پیوستگی گذشته ام). مقاله ایده آل دائره المعارفی به این معنا دارای ساختار منطقی است. پس این گونه نیست که پاراگراف زینت صفحه باشد و مولف هر گاه دوست داشت یا احساس کرد خواننده خسته شده است، مطلب را از سر خط شروع کند یا ادامه دهد یا برای این که صفحه بیشتر پر شود از قید پاراگراف بندی خود را رها کند. پاراگرافها علائم ساختار منطقی مقاله اند و مولف باید در علامت گذاری بسیار دقت کند.
بیان موجَز. در مقاله دائره المعارفی قرار بر این است که خواننده از یک سیر تاریخی طولانی و گاهی پر حجم از اطلاعات در محدوده ای از صفحات با کلماتی محدود آگاه شود. پس اولا مقاله باید به صورت یک شبکه در آید؛ یعنی نویسنده در باره هر موضوع یا مفهوم مرتبط با مقاله به جای خودش ارجاع دهد.  مثلا اگر مقاله درباره تهران است نمی توان به توضیح همه آثار مهم باستانی در تهران، کوهها و اشخاص برجسته در یک دوره تاریخی این شهر پرداخت بلکه مولف صرفا با نوشتن نامهای مهم (در مثال ما تهران برای نمونه کوه دماوند*) روی آن کلمات ستاره یا هر علامت قراردادی دیگر می گذارد و خواننده را به آن مقاله ارجاع می دهد. تاسیس چنین شبکه ای از مدخلها که می توان آن را مهندسی مقالات نامید، در هر دائره المعارفی از سخت ترین کارهاست. ثانیا دائره المعارفها علی الاصول باید در انتخاب مطالب هر مقاله به اهم و مهم توجه نشان دهند و از موارد بی اهمیت بگذرند. ثالثا مطالب را با زبانی استوار، دقیق و به تعبیر ادبا خالی از حشو و اضافه ارائه کنند. دائره المعارفها برای آن که حجم بیشتری از مطالب را در یک صفحه جای دهند، در قطع رَحلی و دو ستونه چاپ می شوند ولی یادمان باشد که این تنها ویژگی دائره المعارف نیست.  
با چنین تعریفی از دائره المعارف این فرایند پژوهشی در غرب با انتشار اثر افرائیم چمبر  در 1728 تکمیل شد و او را پدر دانشنامه های جدید خوانده اند و با همین تعریف، دائره المعارفهای عمومی گوناگونی مثل بریتانیکا در 1771، آمریکانا  در 1833، فرهنگ فرانسوی لاروس  در قرن نوزدهم، فرهنگهای آلمانی بروکهاوس ، یوزف مایر  و هِردر  در 1811، 1852 و 1857، فرهنگ دانشنامه ای گرانات  در روسیه در 1895 منتشر شد و این فرآیند در بسیاری از کشورها در قرن بیستم و بعد از آن ادامه یافته است. اما دائره المعارفهای تخصصی تا قرن هجدهم در غرب وجود نداشت. اولین دائره المعارفهای تخصصی به ترتیب در شیمی، فلسفه، هنر، معماری و باستان شناسی، زمینه های دینی و علوم سیاسی اجتماعی، علوم ریاضی فیزیک و در نهایت پزشکی شکل گرفت.
تدوین اولین دائره المعارفها در زمینه های دینی در غرب مثل دائره المعارف دین و اخلاق  ویراسته جیمز هستینگز  (1908- 1926)،  دین در گذشته و حال  (1909- 1913) و دائره المعارف کاتولیک  (1907-1918)، انگیزه بیشتری را برای تهیه دائره المعارفی در باره اسلام ایجاد کرد و این تصمیم در نهمین کنگرۀ شرق شناسان در 1892 نهایی شد. گفتنی است ادعا در این جا این نیست که همۀ این دائره المعارف ها کاملا بر اساس اصول و تعریفی که بحث شد، نوشته شده اند. هر یک از این دائره المعارفها و بهتر بگویم هر یک از مقاله های این مجموعه جای بررسی دارد.
از آنجا که اولین دائره المعارفهای نسبتا تخصصی در قلمرو اسلام و فرهنگ مسلمانان در کشور ما متاثر از  دائره المعارف اسلام (چاپ هلند) است به جاست آگاهی مختصری از سیر تولید، روش و محتوای آن پیدا کنیم. اطلاع از این سیر می تواند به پاسخ سوال اصلی ما یعنی چرا دائره المعارف باید تولید کرد و چرا باید خواند، وضوح بیشتری ببخشد. دائره المعارف اسلام سه ویرایش دارد. ویرایش اول، از  1913 تا 1936 در چهار جلد اصلی و یک جلد تکمله  (1938) همزمان به زبانهای آلمانی، فرانسوی و انگلیسی شامل بیش از نه هزار مقاله از سوی نشرهای بریل  لایدن هلند و اتو هاروسویت  لایپزیگ آلمان چاپ و منتشر شد. همۀ مولفان مقاله ها در ویرایش اول اروپایی غیر مسلمان بودند. خلاصه ای از ویرایش اول نیز در 1953 با مقالاتی که بیشتر درونمایه ای فقهی و تاریخی داشتند، زیر عنوان خلاصه  د. اسلام  فقط به زبان انگلیسی منتشر و در 1974 و 1991 تجدید چاپ شد. مقاله های ویرایش اول هنوز از اعتبار کافی برخوردارند و از این رو انتشارات بریل هلند در 1987 آن را تجدید چاپ کرد. ویرایش دوم، با عنوان ویرایش جدید  از 1954 بعد از جنگ جهانی دوم، شروع و ابتدا هر جلد در قالب جزوه هایی و پس از تکمیل به صورت مجلد منتشر شد. جلد اول در 1960 و جلد یازدهم تا آخر حرف Z چهل و دو سال بعد در 2002 و جلد دوازدهم، ویژه مقاله هایی که به هر دلیل از نظر دور مانده بودند، با عنوان تکمله در 2004 همزمان به زبانهای فرانسوی و انگلیسی در حدود یازده هزار صفحه چاپ و منتشر شد. در نهایت فهرست نامه ای (ایندکس) از کل ویرایش دوم در یک جلد فقط به انگلیسی زیر عنوان جلد سیزدهم در 2009 چاپ شد. در ویرایش دوم، ترکیبی از مولفان اروپائی، امریکائی غیر مسلمان، ایرانی، عرب و ترک مسلمان حضور داشتند.  ویرایش سوم از 2007 آغاز شده و هر سال بناست چهار جزوه 200 صفحه ای با تمرکز بر مطالعۀ اسلام در قرن بیستم، به ویژه مناطق کمتر شناخته شده مثل آسیای جنوب شرقی و صحرای آفریقا و با تمرکز بر مسائل مربوط به حقوق اقلیتهای مسلمان در همه کشورهای غیر مسلمان منتشر شود.
دائره المعارف اسلام را می توان ثمرۀ اسلام شناسی غربیان، یا به معنای وسیعتر کلمه، ثمره شرق شناسی آنان در قرنهای هجدهم و نوزدهم دانست که در زمینه های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی می تواند منبع قابل اعتمادی برای آنان باشد. با مراجعه به علائم اختصاری نام مجلاتی که از مقاله های آنها در تدوین این دائره المعارف استفاده شده، می توان حدس زد که در زمینه های مختلف مطالعات اسلامی قبلا مقالاتی در طول این دو قرن چاپ شده بود و سپس دست اندرکاران در قرن بیستم با همکاری متخصصان هر رشته در صدد بر آمدند تا حاصل مطالعات پیشین و به تعبیری بایگانی مرکزی خود را به شکل نظام مند ارائه دهند. تاریخ شروع انتشار پاره ای از این مجلات مانند مجله آسیائی  و مجله انجمن خاور شناسی  آلمان و مجله خاورمیانه  به دهه های اول قرن نوزدهم باز می گردد و هنوز پس از حدود دویست سال منتشر می شوند.
با نگاهی به فهرست نامه جلد سیزدهم (ویرایش دوم) می توان گفت طرح کلی مولفان دائره المعارف اسلام این بوده که شناختی از همۀ جنبه های اسلام از جمله آورنده، بستر جغرافیایی و تاریخی، درونمایه، تحولات تاریخی و بسط دهندگان آموزه های اسلامی و همۀ جنبه های فرهنگ مسلمانان در اختیار مخاطبان قرار دهند. شاید به جرات بتوان گفت دو سوم این اثر به معرفی بسط دهندگان آموزه های اسلامی اختصاص یافته است. بسیاری از تابعین، بعضی امامان شیعی زیدی، اسماعیلی و همۀ امامان اثنا عشری، قُر�'آء مشهور قرآن، بسیاری از محدثان، مشهورترین فقهای پیش و پس از پیدایش مذاهب فقهی رسمی، مشهورترین متکلمان مسلمان پیش و پس از پیدایش گروههای معتزلیان و اشاعره تا قرن معاصر، مشهورترین فیلسوفان، مورخان، فهرست نگاران، عالمان علوم طبیعی، عرفا، شاعران، موسیقی دانان، و آواز خوانان مناطق اسلامی در سده های مختلف و گاهی آثار برجستۀ این عالمان مقاله مستقل دارند. همچنین غیر مسلمانان و کسانی که تغییر آئین دادند و در بسط آموزه های اسلامی تاثیر گذار بودند، مانند یهودیان و مسیحیان ساکن مناطق اسلامی مثل کعب الاحبار، عبدالله بن سلام، ابوعیسی اصفهانی، ابونَظاره، حَسدای بن شَپروط، ابن کمونه و ابن میمون مورد توجه قرار گرفته اند. مراکز و مکانهای گسترش این علوم نیز معرفی شده اند.      
      روشی که در این اثر به کار گرفته شده همان روش یا رویکرد تاریخی است. اولا در سطح گردآوری اطلاعات و داده ها ترجیح منابع اولیه قدیمی اسلامی بر منابع متاخر یک اصل پایدار است یعنی هر چه قدیمی تر اصیل تر. ثانیا نگاه انتقادی به منابع اولیه و تردید در وثاقت آنها، یک پای ثابت دیگر تحقیق است و ثالثا در انتخاب منابع دست دوم و چندم، هر چه تحقیق جدیدتر بهتر. از آنجا که اولین منابع نوشته شده در تاریخ اسلام و اولین روایات مکتوب، با سه ملاک شهرت، سازگاری با فرضیه ابتدائی محقق و انسجام درون متنی، بر منابع بعدی که احتمال بازسازی در آن قوی است، اولویت دارد، ملاکهای مورد قبول گروههای مسلمان در صحت و سقم سند و راوی مورد توجه قرار نمی گیرد. در سایۀ همین رویکرد است که علاقۀ مستشرقان، بیشتر به زبان شناسی تاریخی یا فیلولوژی، به تحقیقات تاریخی، به شناخت نسخه های خطی معطوف است تا دانستن درونمایه آموزه های اسلامی. و در نهایت در مقام تبیین، روش نگارش مقاله ها مبتنی بر نگاه تاریخی با دید پوزیتیویستی و گاهی ادعا می شود ترکیبی از این روش با روش پدیدار شناسی  است. از این روست که در دائره المعارف اسلام تاریخ، زبان شناسی تاریخی و رویکرد تاریخی به هر سه معنای پیشگفته وزنۀ سنگین و همیشه حاضر در مقاله هاست. با اطلاع از سیر تولید و محتوای دائره المعارف اسلام به عنوان یک مثال به گمانم پاسخ سوالهای اولیه ام را تا اینجا به خواننده داده ام. با این حال، مناسبت دارد به بازتابهای انتشار این اثر هم اشاره کنم.  
با انتشار دائره المعارف اسلام غالب مجامع علمی مسلمانان این کار بزرگ را ستودند هر چند خطاهایی فاحش گاهی در مطالب، ضبط اسامی و تاریخهای تولد و درگذشت اشخاص می دیدند. طبیعی بود که این اثر با توجه به وسعت گسترۀ آن حاوی دیدگاههای همۀ گروههای اسلامی نباشد و به گروهی بیشتر توجه کند و به گروهی کمتر. نیز طبیعی بود که در انتخاب مدخلها و نگارش مقاله ها با روش خود نتواند رضایت همگان را جلب کند. علاوه بر انتقادهای محتوایی به حقی که بر بعضی مقاله ها وارد بود، هر گروه مسلمان اعتراض داشت چرا فلان مدخل انتخاب شده است و بهمان مدخل فراموش. شاید مهمترین امتیاز این اثر را بتوان در این نکته دانست که بستری برای آشنایی و گفتگوی غیر خصمانه مذاهب اسلامی در نقاط مختلف جهان برای خود مسلمانان فراهم کرد. با رجوع به این اثر هر یک از فرقه های اسلامی می توانند از عقاید دیگر گروههای مسلمان کم و بیش اطلاعات بی طرفانه ای بدست آورند. از این رو، در مواجهۀ اولیه با این اثر بعضی کشورهای اسلامی تصمیم به ترجمۀ آن گرفتند ولی پس از اطلاع از نواقص کار تصمیم گرفتند به ترجمه بیشتر مقاله ها، با استفاده از عناوین مدخلها و با تالیف مقالاتی با حفظ الگوهای دائره المعارف اسلام دست بزنند. در این سیر، اولین گروه مصریها بودند، سپس ترکها و بعد پاکستانیها و در آخر ایرانیها.
    در ایران تولید دائره المعارف با تعریف جدید سابقه طولانی ندارد. اولین بار، تا جائی که می دانم، در زمان ناصر الدین شاه تصمیم به تولید چنین اثری گرفته شد که با انتشار هشت جلد زیر عنوان نامه دانشوران ناصری نیمه تمام رها شد. پس از آن در دوره پهلوی دوم علاوه بر فرهنگهای لغت معین، عمید و دهخدا بنای تولید یک دائره المعارف عمومی گذاشته شد که با تکیه بر ترجمه دائره المعارف عمومی کلمبیا جلد یکم آن به سرپرستی دکتر غلامحسین مصاحب، جلد دوم به سرپرستی رضا اقصی قبل از 1357 و جلد تکمیلی پس از 1358 منتشر شد. اخیرا دائره المعارفی عمومی زیر عنوان دانشنامه دانش گستر در هجده جلد به طور کامل یک جا منتشر شده است. اما در مورد دائره المعارفهای تخصصی ابتدا در 1352 تصمیم بر ترجمۀ صرف دائره المعارف اسلام (چاپ هلند) بود که اگر این کار شده بود، امروز پس از حدود چهل سال یک دائره المعارف تخصصی کامل (از نظر حروف الفبا) در قلمرو فرهنگ اسلامی داشتیم و مترجمان می توانستند در هر مورد خطای مولفان را در پانویس یادآوری کنند. ولی با تشکیل هیئت علمی به سرپرستی احسان یارشاطر بنا بر تدوین دائره المعارفی ایرانی زیر عنوان دانشنامه ایران و اسلام حاوی منتخبی از ترجمه مقاله های ویرایش اول و دوم دائره المعارف اسلام و مقاله های تالیفی با تاکید بر معرفی فرهنگ ایران شد. جزوۀ اول در 1354 با مقدمه ای در معرفی روش کار و از مقاله آب و آبادان منتشر شد و جزوه های بعدی با شماره صفحه های مسلسل تا  1246 صفحه و در نه شماره منتشر و با پیروزی انقلاب اسلامی روند کار متوقف شد. در 1360 بنگاه ترجمه و نشر کتاب جزوۀ دهم را از ادامه تا مقاله نیمه تمام "اخوان المسلمین" (صفحه 1366) با مقدمه ای منتشر کرد و در آن گفته شد که دائره المعارف اسلام از انحراف و غرض ورزی مصون نیست و از این رو مطالب این شماره را با تغییراتی چاپ کرده است. اما این روند هم ادامه پیدا نکرد و آخرین نسخۀ دانشنامه اسلام و ایران، شماره یازدهم، در 1370 از سوی انتشارات علمی فرهنگی تا صفحه 1486 با مقاله نیمه تمام "اردبیل" منتشر شد. از 1361 اشتیاق به تالیف دائره المعارف در قلمرو معرفی اسلام و مسلمانان جهان یکباره در ایران قوت گرفت و با این که در ایران سابقۀ انتشار مجله های علمی، تولید کتابهای معیار و تربیت مولفان صاحب صلاحیت به اندازه کافی وجود نداشت کار تدوین دائره المعارفهایی با الگو گیری از دائره المعارف اسلام (چاپ هلند) و نگاه انتقادی به آن با تفاوتهایی در رویکرد، ساختار و نحوۀ نگارش زیر نامهای دائره المعارف تشیع (تا کنون 14 جلد)، دائره المعارف بزرگ اسلامی (تا کنون 18 جلد)، دانشنامه جهان اسلام (تا کنون 15 جلد) شروع شد. حدود یک دهه بعد دائره المعارفهایی دیگر مانند دانشنامه زبان و ادب فارسی (تاکنون 3 جلد)، دائره المعارف قرآن (چاپ قم تاکنون 8 جلد)، دائره المعارف الفقه الاسلامی طبقا لمذهب اهل البیت (تاکنون 21 جلد) و مواردی دیگر شروع شد و اینک همۀ آنها در میانه راه هستند. گروه مولفان دانشنامه اسلام و ایران در پی مهاجرت به امریکا تصمیم گرفتند دائره المعارفی به زبان انگلیسی و با الگوی دائره المعارف اسلام زیر عنوان ایرانیکا* (تا کنون 15 جلد) تدوین کنند و آنها نیز در میانه راه هستند.
    این نوشته را با بیان چند نکته به پایان می رسانم. یکم، تولید دائره المعارف یک اصل ضروری برای تکمیل چرخۀ تولید دانش است. اما باید چند برابر تلاشی که برای تولید چنین اثری در کار است، صرف تولید مقاله ها و کتابهای معیار که پایۀ اطلاعاتی مقالات دائره المعارفی است، شود. تولید این دو نوع اثر با یکدیگر رابطۀ دیالکتیکی دارند و هیچکدام از دیگری بی نیاز نیست. بدون آثار معیار نوشتن مقاله معیار دائره المعارفی امکان ندارد و بدون داشتن و خواندن مقالۀ دائره المعارفی امکان پیشرفت در خلق آثار جدید وجود ندارد. دوم، اکنون با کم کاری در قلمرو تولید مقاله و کتابهای معیار در ایران، مولفان مقالات دائره المعارفی، همین تعداد محدودی که هستند، کم و بیش در همۀ موسسات مربوط باید تاوان فقدان منابع و تحقیقات خوب در بارۀ موضوعات مختلف را بپردازند و در حقیقت به جای جمع آوری و گزارش پژوهشها خود به تهیه مقدمات و به پژوهش دست بزنند. با این فرض که کار آنها درست به انجام برسد، این شیوۀ نگارش مقاله علاوه بر آن که طاقت فرساست و سوهان روح، عمر نوح می خواهد و گنج قارون. بیم آن می رود که این روند به پایان نرسد. سوم، پیشنهاد می شود موسسات آموزشی و تحقیقاتی و دانشگاهها بر تکراری نبودن موضوع تحقیق بیشتر مواظبت کنند و در پیشینۀ تحقیق قبل از هر کاری محقق و دانشجو را ملزم به خواندن مقالۀ دائره المعارفی کنند. در این صورت خروجی آنها دستمایۀ مولفان مقالات دائره المعارفی خواهد شد. چهارم، با توجه به رشد حیرت انگیز تکنولوژی اطلاعات و در اختیار بودن پوشۀ الکترونیکی بسیاری از کتابها و مجلات در اینترنت روند تولید دائره المعارفهای الکترونیکی هم، که البته بسیاری از آنها به لحاظ وثاقت و دقت به پای دائره المعارفهای چاپی نمی رسند، افزایش یافته است، به گونه ای که به هر مقاله ای از این دست رجوع شود نسخۀ به روز شدۀ آن در اختیار کاربر قرار می گیرد. با این وصف تولید کنندگان دائره المعارف های چاپی داخلی، به ویژه آنها که موازی کار می کنند، باید در شیوۀ کار خود تجدید نظر کنند. پنجم، کشور ما نیازمند انواع دائره المعارفها در رشته های مختلف است به شرط آن که بسترهای آن فراهم باشد. مثالهای من در اینجا معطوف به مطالعات اسلام و ایران بود ولی تهیۀ دائره المعارف در رشته های مختلف یک ضرورت علمی است. تولید دانش بدون داشتن دائره المعارف در هر رشتۀ خاص بی معناست. برای مثال چقدر خوب بود وزارت بهداشت یا سازمان نظام پزشکی وب سایت یک دائره المعارف الکترونیکی را تدارک می دیدند تا پزشکان و متخصصان ایده ها و تجربه های خود را در درمان بیماریهای رایج در ایران در ذیل هر مدخلی درج کنند. با این کار انبوهی از اطلاعات مفید بومی در قلمرو بیماریها به سرعت جمع می شد و متخصصان و حتی مردم عادی می توانستند در این زمینه از آگاهیهای مفیدی برخوردار شوند.

سعید عدالت نژاد، عضو هیئت علمی بنیاد دائره المعارف اسلامی (دانشنامه جهان اسلام)